السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
211
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
نظريه قبلا گذشت . گروه ديگرى معتقد شدند كه آنچه در ذهن موجود مىشود ، شبح ماهيات خارجى است نه خود آنها ، و شبح يك شىء غير از خود آن و جداى از آن مىباشد . بنابراين ، صورت ذهنى فقط كيفيت نفسانى است ، و مقولهء خارجى در آن باقى نمىماند ، و لذا اشكال بر طرف مىشود . ضعف اين نظر هم پيش از اين بيان شد . براى پاسخگويى به دو اشكال فوق ، به ويژه اشكال دوم كه علاج آن دشوارتر است ، تلاشهاى فراوانى از سوى صاحبنظران انجام گرفته است . برخى از ايشان در اثر ناكامى در حل آن اشكال و اشكالهاى نظير آن ، كه در دنبالهء همين بحث مطرح خواهد شد ، نظريات ديگرى در مسئلهء وجود ذهنى برگزيده و با ديگر حكما به مخالفت پرداختند ، مانند نظريهء اضافه و نظريهء اشباح . تقريرى ديگر از اشكال دوم پيش از آنكه به بررسى و پژوهش در اين آرا و نظريات بنشينيم ، لازم است بار ديگر اشكال دوم را كه اشكال عمدهء مسئلهء وجود ذهنى است ، از نظر بگذرانيم و مقدمات آن را كاملا مشخص سازيم تا به خوبى معلوم گردد كه هريك از پاسخهاى ارائه شده ، ناظر به كدام يك از مقدمات اشكال مىباشد . اشكال دوم مبتنى بر پنج مقدمه است و در صورتى كه كسى يكى از آن مقدمات را انكار كند از اشكال خلاصى خواهد يافت . اين پنج مقدمه عبارتند از : 1 . هنگامى كه چيزى را ادراك مىكنيم ، صورتى در ذهن ما نقش مىبندد و حالتى وجودى در ما پديد مىآيد . 2 . علم و معلوم در ذهن يك چيز بيش نيست ، مثلا وقتى ما حسن را تصور مىكنيم و صورتى از وى در ذهن ما پيدا مىشود اين صورت ، هم علم ماست ، زيرا ادراك ماست ، و هم معلوم ماست ، زيرا آنچه بالذات بر ما مكشوف است و نام حسن را بر آن مىنهيم ، همان صورت است و بس . اما حسن خارجى مستقيما معلوم و